براي تبادل لينک ابتدا لينک سايت مارو در سايت ويا وبلاگتون قرار دهيد،سپس از طريق
قسمت نظرات به ما خبر بدين تا ما هم همينکار رو بکنيم.
|
پس از ورود از طريق لوگوي بالا ميتوانيد در قسمت بالاي صفحه (سرويس هاي اعضاء - ثبت نام عضو جديد) مراحل عضويت خود را انجام دهيد.
شماره تماس 09123088969 جهت هرگونه سوال در رابطه با فعالیتهای شرکت در اختیار شما عزیزان می باشد .
مقالات صنایع چوب
کامپیوتر های جیبی
پروژه های اجرا شده
اخبار صنایع چوب
قیمت روز فراورده های چوبی
دانلود رایگان نقشه های اجرایی
مقالات کاربردی دکوراسیون
مقالات مدیریت و موفقیت
خدمات صنایع چوب ونگه
کتاب و نشریات صنایع چوب
بدين ترتيب پس از تعريف کردن عناصر معماري، با استفاده از تعريف تک تک عناصر و رابطه بين آنها مي توان اصول معماري مطلوب را تدوين کرد. بنابراين مي توان گفت آشنايي با مقولات مختلف معماري نقش مهمي در خلق يک معماري مطلوب ايفا مي کند. يکي از مهمترين اسناد تاريخي ادبيات معماري که از نظر تدوين نخستين تئوري هاي معماري، از جايگاه ويژه اي در معماري جهان برخوردار است، آثار به جا مانده از ويتروويوس، معمار رومي، است. سه اصل مشهور او که به مقولات ويتروويايي مشهورند، از بيش از 2000 سال پيش تاکنون بر نظريه معماري سيطره داشته اند.
1- فيرميتاس: به معني پايداري و مربوط به مصالح و فن ساخت.
2- يوتيليتاس: به معني سودمندي و مربوط به انواع ساختمان و کاربري هاي آنها.
3- ونوستاس: به معني زيبايي و مربوط به تزئينات و نظريه تناسب.اصطلاحات اوليه فيرميتاس، يوتيليتاس و ونوستاس در ادبيات معماري قرن بيستم به عنوان مبنايي براي تدوين مقولات معماري قرار گرفته اند و از سوي صاحب نظران مختلف با عبارات مختلف تعبير شده اند. در ادبيات رايج معماري معاصر بر اساس جمع بندي نظريات ياد شده، سه مقوله ويتروويايي تحت عناوين زير بيان مي شوند.
1- ساخت: برآمده از مقوله ويتروويايي فيرميتاس.
2 -کارکرد: برآمده از مقوله ويتروويايي يوتيليتاس.
3- شکل: برآمده از مقوله ويتروويايي ونوستاس.
مقولات يادشده به ترتيب سه گرايش عمده ساخت گرايي، کارکردگرايي و شکل گرايي را در دوره جديد بوجود آورده اند. هرکدام از اين گرايش ها يکي از سه مقوله را به عنوان مقوله اصلي درنظر گرفته و برآن تاکيد ورزيده اند. البته اين سه اصل همتراز نيستند و درترکيب باهم و درشرايط مختلف، معماري را شکل مي دهند، يعني سهم هريک از مقولات در طراحي ورابطه ميان آنها درشرايط مختلف زماني ومکاني باهم فرق مي کند. پس باتوجه به نظريه ارسطو ومقولات ويتروويايي، مي توان پايداري، سودمندي و زيبايي را به عنوان معيارهاي سنجش معماري خوب فرض کرد. به عبارت ديگر ساختمان بايدخوب ساخته شود، خوب کارکند و شکل خوبي براي ديدن داشته باشد. بدين ترتيب ساختمان از نظر ظاهري بايد زيبا و خوشايند باشد. همچنين بايستي مردم بتوانند درآن به راحتي و به طور کارآمد زندگي يا کارکنند. به علاوه ساختمان بايد به گونه اي ساخته شده باشد که بتواند بدون هزينه هاي نگهداري بالا، براي مدت هاي طولاني پابرجا بماند. پس مي توان گفت براي ايجاد يک ساختمان مطلوب وکارآمد، معمار بايد ميان سه عنصر عمده توازن برقرار کند.
1- عملکرد:
هر ساختمان براي اهداف معيني ساخته مي شود. يک ساختمان کارکردي - چه يک خانه کوچک و چه يک ساختمان اداري غول پيکر - آن اهداف را برآورده مي سازد و به نيازهاي کاربرانش با استفاده از شيوه هاي مناسب و راحت پاسخ مي دهد. همچنين ساختمان بگونه اي طراحي مي شود که در آن گرماي کافي، نور، منابع انرژي و در برخي موارد تهويه مطبوع فراهم باشد. فعاليت هاي زيادي دريک ساختمان صورت مي پذيرد. اين فعاليت ها که به عملکرد ساختمان مربوط هستند، نقش مهمي درطراحي معماري ايفا مي کنند. به عنوان مثال فعاليت هاي متداول در يک خانه شامل خوردن، خوابيدن، حمام کردن و سرگرم شدن است. هر فعاليت از نظر محل انجام آن، اندازه، نور و دسترسي به اتاق هايي که فعاليت درآن صورت مي پذيرد، داراي ملزومات مختلفي است. به عنوان مثال اتاق خواب، يک اتاق شخصي است و بايد از بقيه فضاهاي زندگي و نشيمن جدا شود، اما در يک خانه تمام افراد از اتاق غذاخوري استفاده مي کنند، بنابراين اين فضا بايستي در مرکزي ترين محل خانه واقع شود.
2- ظاهر و نما:
معمار ظاهر بيروني ساختمان را نه تنها بر اساس شکل آن، بلکه به وسيله انتخاب مصالح تعيين مي کند. سنگ، آجر و چوب با رنگ هاي طبيعي شان - به تنهايي يا در ترکيب با هم - همواره از مصالح متداول در نماسازي بوده اند. در طول سده 1900 شيشه رنگي نيز نقش مهمي در طراحي نماي بيروني ساختمان ايفا کرده است. بسياري از معماران در طرح هايشان توجه ويژه اي به بافت نشان مي دهند. برخي چوب يا سنگ داراي بافت خشن را انتخاب مي کنند و برخي ديگر شيشه و فلز به شدت جلا داده شده و براق را ترجيح مي دهند. در طراحي نما، معماران با استفاده از تنظيم ماهرانه مصالح (مثلا با استفاده از شيشه و بتن، ترکيبات مختلف آجرکاري يا انواع متضاد سنگ)، الگوهاي نمايشي و خوشايندي خلق مي کنند. در نماي يک ساختمان علاوه بر مصالح، تناسبات نيز يک مقوله اساسي و حياتي است. تمام قسمت هاي ساختمان بايستي با يکديگر متناسب باشند. به علاوه ساختمان از نظر اندازه و شکل بايد با سايت و محيط اطراف ترکيب شود، مثلا يک ساختمان بلند ساخته شده از شيشه و فلز براي منطقه مرکزي يک شهر بزرگ مناسب است، اما در همسايگي واحدهاي مسکوني تک خانواري بيجا و بي مورد است.
3- پايايي و ماندگاري:
بيشتر ساختمان ها با اين هدف ساخته مي شوند که مدت هاي طولاني پابرجا بمانند. ساختمان براي اينکه سا ليان زيادي بدون هزينه نگهداري بالا، پابرجا بماند، بايد فونداسيون قوي داشته باشد. به علاوه نما بايستي بتواند در مقابل فرسودگي ناشي از هوا مقاومت کند و همچنين در داخل بنا از مصالح با کيفيت بالا استفاده شود.
[+]
:: نوشته شده توسط مهندس علی خورسندی ::
|
|